این سازمان، مهارتهای زندگی را به شکل زیر فهرست و دسته بندی می‌کند:

توضیح و تذکر

ما در متمم، بحث مهارت مدیریت رابطه و موارد مرتبط با آن (مانند رابطه عاطفی، شبکه سازی و موارد مشابه) را در محموعه درس‌های حمایت اجتماعی مطرح می‌کنیم و آموزش می‌دهیم.

هم‌چنین مباحثی از جنس مدیریت احساسات و هیجانات و خودآگاهی را زیر عنوان هوش هیجانیدر نظر گرفته‌ایم تا تنوع عناوین آموزشی از آن‌چه در حال حاضر تعریف شده بیشتر نشود.

البته همین مدل و المان‌های آن (و گاه المان‌های مشابه) در قالب مهارتهای ده گانه زندگی و گاهمهارتهای دوازده گانه زندگی هم معرفی و مطرح می‌شوند:

سازمان بهداشت جهانی مهارت های ده گانه زندگی را در قالب این فهرست تنظیم و ارائه کرده است

اما با توجه به اینکه بسیاری از گزارش‌های سازمان‌های معتبر بین‌المللی با تکیه بر تقسیم‌بندی فوق تنظیم و ارائه می‌شوند، ما هم همان شکل اصلی و اولیه‌ی سازمان بهداشت جهانی (شکل پنج قسمتی) را مورد توجه قرار می‌دهیم.

بر اساس پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی، سه شیوه برای توسعه و بهبود مهارتهای زندگی وجود دارد که هر یک از ما بسته به اینکه به موقعیت و جایگاه خود و نیز اینکه به صورت فردی یا سازمانی اقدام می‌کنیم، می‌توانیم این شیوه‌ها را برای بهبود جامعه خود به کار بگیریم:

  • کارگاه آموزشی: در این شیوه ممکن است در قالب آموزش‌های کوتاه مدت، میان‌مدت یا بلندمدت، مهارت های زندگی را آموزش دهیم.
  • آموزش در عمل: در این شیوه، قرار نیست آموزش رسمی برقرار باشد. بلکه هر کس می‌کوشد بسته به فضایی در آن حضور دارد، در قالب فیلم،‌ یا داستان، نوشته‌ای که منتشر می‌کند و مطلبی که در شبکه های اجتماعی می‌نویسد و یا برخوردی که با دیگران در فضای فیزیکی یا مجازی می‌کند، نمونه‌هایی از رفتار مناسب (متناسب با مهارت‌های زندگی) را آموزش دهد.
  • آموزش به افراد آسیب‌پذیر: چه در میان کودکان و چه در میان بزرگسالان، همیشه افراد آسیب پذیری وجود دارند که به علت شرایط‌شان، نمی‌توانند برای یادگیری مهارتهای زندگی اقدام کنند. یا ممکن است اصلاً ندانند که چنین مهارت‌هایی برایشان مفید است. این افراد هم ممکن است توسط دولت‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و یا توسط هر یک از ما در برخوردهای روزمره‌ای که با آنها داریم، آموزش ببینند.